سلام دوست عزیز ،به وبلاگ شاپرک من خوش آمدی!
لطفاکمی شکیبا باش...
|
|
سلام بر همگی دوستان خوبین؟
ببخشید آپ کردنم طول کشید
میخواستم به دوستان بگم یه فاتحه
برا قاصدک بخونین.
قاصدک مرد. فاتحه
ابجی دنیا باور کن دوستت دارم
چرا نمیفهمی؟
چی بگم تا باور کنی دوستت دارم
ابجی داداشت میمیره ها
نمیگم غلط کردم
نمیگم گه خوردم
چون تو گفتی دوست ندارم اینا
رو بگی
گریه نمیزاره حرفمو بزنم

بازم میگم نمیخوام بهت تحمیل بشم
ولی یادت باشه پیوندمون از بین نمیره
بینمون فاصله نمیافته
مگه که من بمیرم
که الان هم دارم میمیرم
آخ آبجی وقتی یادم میاد آتیش میگیرم
یادته گریه کردم گفتم ترکم نکن؟
آبجی یادته؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتی به جون مامانم ترکت نمیکنم
گفتی به جز به هیشکی نمیگم داداش
آبجی سوختم بخدا سوختم

آبجی دیگه چی بگم؟ میخوای ترکم
کنی؟ میخوای بمیرم؟ پس برو
ولی ای خداااااااااااااااااااااااااا
نمیتونم تایپ کنم باور کن
چشام پر اشکه
ابجی داداشت هیچ وقت ولت نمیکنه
باور کن مگه اینکه بمیره
آبجی آب بیار سوختم

ابجی نرو جون داداش
تو که میگفتی داداش برام مهمه
پس کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الان با خودت میگی این سگ ولگرد
هم دست از سر من برنمیداره ها
ابجی ولت نمیکنم
خودت لوسم کردی
حالا هم تصمیم خودته من میگم
ولم نکن
ولی اگه میخوای بری برو
ولی قبلش یه فاتحه بخون
ضمن خوندن توی نظرات هم بنویس
و پیش همه توی نظرات هم بگو
من داداشی به اسم قاصدک ندارم
ابجی جون من
ابجی دنیا ولم نکن دیگه
ابجی دنیا جونم
دوستت دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
مواظب خودت باش
دوستان برام دعا کنین
نوشته شده توسط قاصــــدک در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 16:6 موضوع | لینک ثابت
سكوت كردم . تمام مدت زندگي را سكوت كردم .
سكوت كردم تا به عشق دست يابم
بعد از مدت ها مشكلات به خود ايمان اوردم
اعتماد كردم كه عاشق باشم.
و تو در زندگيم جاي گرفتي !
با همه ي حرفهايي كه در پشت سر داشتم .
لحظه اي از تو دريغ نكردم .
زيرا تو تنها اميد روزهاي نا اميدي من بودي .
بر من سخت گرفتند تا از تو دست كشم .
بر من زندگي را سياه كردند تا تو را آواره كنم .
در پس اين همه نا اميدي . در پس
اين بن بست هاي زندگي
تنها خيالم با ياد تو آرام است . تنها . . . . .
گفتني ها بس زيادند و عشق من بس بيشتر .
امروز دريافتم كه عشق را نه در سكوت پاييز
نه در سياهي شب و نه در روزهاي خوش .
نه در آنچه ميپنداريم .
بلكه در خود يافتم
كه اين تنها نداي قلب بر همدمي چون نا اميديست .

نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 13:43 موضوع | لینک ثابت
گفته بودی که چرا محو تمــــاشای منی؟
آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مـــــژه برهم نــزنم تا که ز دســـتم نرود
نــاز چشم تو بـــه قـــدر مژه بر هم زدنی



با تو از عشق سخن خواهم گفت ، از صبح ،با تو از عشق غزل
خواهم خواندبا تو تا چشمک ستاره های خوشبخت میروم تا
گیسوان پریشان بید مجنون باغ. با تو دانستم که عشق زیباترین
بهانه برای ترانه هاست. در کنار تو غزل غزل پرنده شدم.







نوشته شده توسط قاصــــدک در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت


سلام من به همگی دوستان





نازنینم ولنتاینت مبارک






تقدیم به چشمی که اشکش منم
تقدیم به اشکی که غمش منم
تقدیم به شمعی که پروانه اش منم
تقدیم به معشوقی که عاشقش منم






رسم ولنتاین:

روز ولنتاین همه به عشقشون گل هدیه میدن
من موندم به گلم چی هدیه بدم؟











در آخر هم این روز رو به تمام عاشقان دنیا تبریک میگم.
به امید روزی که هیچ عاشقی از معشوقش دور نباشه.![]()
نوشته شده توسط قاصــــدک در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 15:2 موضوع | لینک ثابت













آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد














کـــاش از روز ازل فکر دل ما میکرد














یــا نمی داد به تو اینهمه زیـبـــــایی را














یا مرا در غـــــم عشق تو شکیبا میکرد






















































نوشته شده توسط قاصــــدک در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت
پرسید چرا دیر کرده است؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است.
خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است.
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی.
گفت:خوابی سالهاست دیر کرده است.
در آینه به خود نگاه میکنم.
آه عشق او عجب مرا پیر کرده است.
راست گفت آینه که منتظر نباش.

او برای همیشه دیر کرده است.










نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت


مثل عشق

عـــشـــق مـــث یـــه راه دور کـه نداره انتهایی
تو میشی مثل یه بــچــه که میره به ابــتـــدایــی
بدی هاشو ببر از یاد ،عشق همینجوری قشنگه
خوبی هاش به جا میمونه واسه تــصمیم نهایی

دل تو پر از امید دل او مث یــه شــیــشــــه
می شکنه تنها میمونه چه بخواهی چه نخواهـی

عـــشـــق فـــریــب روزگـر که میره تو جلد آدم
تو میشی مثل یه دریــا اون میشه مثل یه ماهی

چشم های خیس تو دیــدن وسط حیاط تو بارون
از خدا خواستی بمـــــیری تو دل همین سیاهی

یه روزی دلت میگـــیــــره میبینی تنها نشستی
میره معشوق عزیزت،تــــو دیـــگـه آخر راهی


نوشته شده توسط قاصــــدک در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 17:7 موضوع | لینک ثابت






عزیزم تو نزدیک من نیستی
ام میتونم بشنوم:
هرگز نترس
خاطره هات اینجا هستن
با شادی زندگی کن اشک نریز
چون تو همیشه مال منی
























هر چی که روزها میگذرن،احساسات من قویتر میشوند
برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم
به چشمام نگاه کن،خواهی دید که تمام حرفام راسته
شب و روز تمام افکارم تو هستی.
دلبـــــــــــــــــــرم !! دوستـــــــــــــــــــــــــــــت دارم!!















نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت







اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخــش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چیـــنم
منو ببخش اگه شبا فقط تــــو رو خواب میبینم

منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تــــــو می گم شـما

منو ببخش اگه برای چشمای تو خیلی کــــمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمــــــم

منو ببخش اگه شبا ستاره هارو می شــــمارم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوستـت دارم

منو ببخش اگه می خوام فقط بشی مال خودم
ببخش اگه کمم و ولی زیادی عاشقت شــــــدم
















نوشته شده توسط قاصــــدک در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان خوبم خوبین؟
تاسوعا هم آمد و باز درد و غم سراغ آدم میاد و
هر کسی به خودی خود دلش میخواهد که برای
سالار شهیدان بگرید وخود را در عزای آقایش
ببیند.واقعا که بودن در مجلس سیدالشهدا خیلی
عجیب است. مخصوصا وقتی که آدم دلش
رو به آقا بسپاره. من که خیلی دوست دارم
برا آقام گریه کنم امیدوارم که اقا هم به ما نظر
کنه و ما رو نوکر کمترینش در به حساب بیاره.
ایوای نمیدونین وقتی مصیبت حضرت علی اصغر و
حضرت ابوالفضل و همچنین روضه حضرت رقیه رو
میشنوم فقط میخوام گریه کنم . آدم وقتی در
اینجور جاها گریه میکنه خیلی سبک میشه..

حماسه عشق
او آمده بود با همه باوفایان زمین
با همه دنیا نخواهان دنیا
با همه بی ریا مردان آزاده
با همه از جان گذشتگان جهان
و چه اندک بود تعداد آنان
و چه زیاد بود تعداد بی وفایان دنیادوست
و ریاکاران دور از ایثار
اف بر زمین
اف بر فــــــــرات
اف بر دنیا
و ننگ بر آن مردان نامرد زیاد!


نوشته شده توسط قاصــــدک در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت
داری به یاد آن شــــب افسرده خــــزان؟
گفتی خوش آن کس که به عهدش وفا کند
گفتم اگر جدا کند از من فـــــــــلک تو را 
گفتی که مــــــرگ هم نتواند جــــــدا کند
ای نو عـــروس ،چشم شرر بار من هنوز 
حــــــیران شور و نشاط گریــــــز توست
آســوده دل به خانه شـــــوهــــر قدم گذار
خوشبخت باش،گوهر اشکم جهــیز توست

نوشته شده توسط قاصــــدک در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 22:3 موضوع | لینک ثابت
به نام او ![]()
![]()
بنام آنکه ابر را میگریاند،تا گل را برویاند
بنام دانشجوی دانشکده ی قلبم،
بنام سکاندار کشتی عشقم،
بنام خدایی که جدایی را نصیب عاشقان کرد،
دوستم داشته باش شاید فردایی نباشد،
افسوس که خاطرات در قلب می پوسد
قسم به چشمانت ،قسم به پاکی و نجابت تو
قسم به نگاه تو ،که دوستت دارم و خواهم داشت.
به یاد چشمانت خود را خراب خواهم کرد.
ای کاش در سکوت تنهایی خود می توانستم فریاد تو
را از جسم
کوچک اشکهایم بشنوم
مرا دریاب،
همیشه در قلب منی ،قلبم تقدیم به یک نگاه تو ،
باور کن
کاش مرگ معنی عاطفه ها را میفهمید
آخرین دیدار تو اولین غم من است.
زندگی خاطره ای بیش نیست
بسته ام در غم گیسوی تو امید دراز،
آلوده ی نگاه توام
در قلب من جز رخ تو تصویری نیست،مرا درک کن.
تــــــــــو نــــهـــــایـــــت هـــر تــــرانـــــه ای.



نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت
هرگز حسرتی در هیچ کجای این دنیا
این چنین یکجا جمع نمیشود که در
این سه واژه کوتاه نهفته است:
او دوستم ندارد








نوشته شده توسط قاصــــدک در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت

زیباترینی

تو از هرچه آب هست ،آبی تری
تو از هرچه دریاســـت ،دریاتری
درخت ،آسمان ،ابر،خورشــید،ماه
تــو از هرچه بالاتر است ،بالاتری
اگر معنی غــــنچه، زیــــبایی است
تو از هرچه زیباست ،زیبـــــــاتری
نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 9:47 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان خوبین؟ ممنون از نظرات سازنده شما . من بازم منتظر نظرات شما هستم . اینجا یه شعر عاشقانه زیبا گذاشتم که توصیه میکنم بخونین.
تا بعد بای .........
گدای معمولی
فکر میکنی چــــــــشـــــــات چیه؟دو تا بـــــــــلای معمولی؟
چه جوریه مگه صـــــدات؟یه جور صـــــــدای معمولی؟
فکر میکنی تــــو چی داری که امثــــــال من ندارن؟
فقط یه جور ناز و ادا و عــــــــشوه های معمولی
وقتی ازت حرف میزنم دیگه نــــــمیلرزه تنم
تو هم یکی مثل همه ،تو آدمـــای معمولی
اما نه طفـــلکی اونا،از خیلی هاشون بدتری
یه عاشـــــــق دمدمی ویه بی وفـــــای معمولی
اون قدیما یادم میاد گفته بودم موهــــــات طلاست
نمیشه زیـــــــــرش بزنم یه جور طــــــلای معمولی
بیا فقط یه بارفـــــــقط یه بار کــــــلاتو قاضــــــــی کن
منــــــــــــم مث اونـــا بودم؟اون عاشــــــقــــــــای معمولی؟
هر چی بودم دلت رو زد ،شـــــــعراو عاشـــــــــقونه هام
رفتی ســــراغ کسی با مــــو و چـــــشــــــــای معمولی
من نـــــــمیگم آدم باید عاشق چشم و ابــــــــرو شه
دردیه که خوب نمــــیشه با یه دوای معمولـــی
کاش ولی لایقت باشه اونکه شبات مال اونه
فقط میخوام دعا کنم یه جور دعـــای معــــمولی
تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدی
کــــاش لااقل بــــــچه بودم با اون شبــــــای معمولی
کاش جای موندن توی عشــــق تو مشق شب مونده بودم
تـــو مـــشــــــکـــل ســـفــــیــــدی اون کـــاغــــذای معمولی
ما بد جــــورب بهـــــم زدیــــم حــــســـرت به دل مـــوندیم هنوز
بیرون بریـــم با هم یه روز،حتی یــــه جــــای مـــعــــمولـــــی
راستــــــش میخواستم اولاش نقـــــــــشـــی واست بازی کنم
نقش یه دختر خـــــوش بی اعــــتــــنــــای مــــعــــمولی
دیدی نقاب من چـــــه زود ،افتاد و من همون شدم؟
بازم همون دخــــــترک بی ادعـــــای معمولی
راستی میگم شعرای اون از مال مــن قشنگتره؟
چی داره که من ندارم یه جور ادای مــــعــــمولی؟
فکر میکنم که را به را بهت میـــگـــه دوســــت داره
منو شکسته کردن همـــیـــن کـــارای مــــعــــمـــولـــی
خــــوب میـــــدونــــم مــــن تـــو دلــم برات میمردم ولیکن
زیاد واست جالــــــب نـــــبــــود این گــفتـــنـــای مـــعــــمولی
چه فـــــایـــــده دیـــــگــــه هرچی که بود تـــموم شدو دیگه گذشت
ایـــنــم یـــه نــامــه کـــمــتــر از نــوشــــتــه هــای مــــعـــمولی
نمیدونم تو مــــــیخونیش یا کـــه نــــگــــاش نـــمیـــــکــــنــــی
به خـــــــاطــــر تــــازگـــــی اون وعـــــده هــــای مـــعمولی
همونا که اول میگن فبه جز تو هـــیچــــکـــس بــــه خــــدا
یه حرف ساده دروغ یه بــــــخــــدای مـــــعـــــمــــولــــی
اگه که خوندیشم بگو،این مال یـــه غــــریــــبــــه بــــود
یه لطف اگه داری بگو،یه آشـــــنــــای مـــعــــمـــولی
اما اگه دیدی که نه زیــــادی اذیـــت مـــیـــکـــنـــه
بیا سراغ دختری بــــا رویــــاهـــای مـــعـمـــولی
منم می بخشمت آخه چاره ای جز این نـــدارم
مثل همیشه قهرا و باز اشتیای معمولـــــی
اگه نخواستی نامه رو تو رو خدا پس نفرست
رو عادت همیشگیت با اون یه تای معـــــمولــــی
خواستم فقط سادگیمو یه جور بهت نـــــشـــون بـــــدم
نامه تمیزه ولــــی با،مـــداد ســـیــــای مـــــعـــمـــولـــــی
مـــن خـــیــلـــیـــم بـــد نــــبـــودم ،ســـعـــی مـــیـکنم بد نباشم
خب بعضی وقتا بـــد مــــیــشــم ،از اون بـــدای مـــعـــمــــولـــی
دیــــگــــه مـــــزاحــــم نـــــمـــیـــشـــم تـــو کـــاری بـــا من نداری؟
تـــکـــیـــه کـــلـــام خــــودتـــه،ایـــن جـــمــــلـــه هــای معمولــــی
فقط یه چیزی دوســــت دارم بـــه یـــه ســــوال جــــواب بــــدی
غیر از تــــمـــوم پـــرســـشــــا و ســـوالــای مـــعـــمـــولــــی
پـــشــت چــراغ چـــشـــم تـــو گــــل بــفروشـم تو میخری؟
بهـم نـگاه کـــن به چـــش یــــه جــــور گـــدای مــعمولی

نوشته شده توسط قاصــــدک در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 17:8 موضوع | لینک ثابت





اینم از چند تا عکس که تقدیم میکنم به تمام عشاق جهان. مخصوصا به خودم و نازنین ![]()
نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 12:43 موضوع | لینک ثابت
سلام بر دوستان خوبم . خوبین؟امروز میخوام چند بیت عالی و عشقولانه براتون بزارم . شعر ها خیلی باحالن . من که توصیه می کنم بخونین.در ضمن نظر یادتون نره . بقیه شعر ها تو ادامه مطلبه....
تا بعد بای![]()
![]()

راستی این بیت اولی رو که می نویسم نازنین جونم به من گفته و اینو تقدیم می کنم به همه مخصوصا نازنین جونم

ابر می گرید و من می شوم از یار جدا
من جدا گریه کنم ابر جدا یار جدا

عشق یعنی بی تو در خون جا شدن
بی تو در سیلاب غم پیدا شدن
عشق یعنی بی دل از چشمان تو
در بر آغوش تو مهمان تو

خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمان می شدی از اینکه عشق را آفریدی
نوشته شده توسط قاصــــدک در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستام خوبم. از نظرات خصوصی و غیر خصوصی شما ممنونم .امیدوارم که بتونم رضایت خاطر شما را جلب کنم. در ضمن هر چی که خواستین بگین تا در حد توانم براتون انجام بدم. و نظرات سازنه یادتون نره ...
در اینجا چند تا اس ام اس خنده دار گذاشتم بخونین و حال کنین .
بیا مثل دو تا کبوتر پر بکشیم بریم روی بلندترین درخت لونه کنیم بعد تو تخم بذار منم برم یه گوجه بیارم 1 املت عاشقانه بزنیم تو رگ !!
خیار ،هلو وسیب در جلوی شماست. یکی را انتخاب کنید ودر ذهن خود نگه دارید تا شخصیتتان معلوم شود .... اگر شما خیار را انتخاب کردید معلوم میشه شما فردی هستید که خیار دوست دارید ولی اگر شما هلو را انتخاب کنید معلوم میشه که شما هلو دوست دارید ولی اها اگر شما سیب را انتخاب کنید مشخص میشه که شما سیب را دوست داری. باور کنید این تعیین شخصیتی است که دانشمندان چند سال روی این موضوع کار کردند.
یک دختر خانم جوان ، تحصیلکرده ،اشنا با 5 زبان رایج دنیا،خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری اراسته وآشنا به موسیقی کلاسیک و تبحّر در نواختن پیانو،جهت نظافت منزل نیازمندیم.
یه پیرزن میره جلو آیینه ،میگه آیینه هم آیینه های قدیــــــــــــم!!!!!
نوشته شده توسط قاصــــدک در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

لیوان زلبت بوسه گرفت ومن بوسه زلیوان
دیدی به چه عنوان ز لبت بوسه گرفتم؟
به نام خدا سلام . به وبلاگ شاپرک من خوش امدید اسم من قاصدکه .از فیلمهای هندی و کره ای بیشتر خوشم میاد. بهترین بازیگر به نظر من رانی موکرجی جونمه که براش می میرم. از رنگ قرمز خوشم میاد به دلیل اینکه رنگ قلب عاشقان است.از شما هم خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونم که به وبلاگ من سر زدید. ومنتظر نظرات سازنده شما هستم .بای
قسمت توضیحات نویسنده:سلام دوستان خوبین؟ من واقعا شرمنده ام که نمیتونم جواب نظرات رو بدم. سرم یه کم شلوغه. در اسرع وقت جواب خواهم داد و خیلی هم معذرت میخوام
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY